عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
206
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
است و كوه يمين سنگلاخ [ است ] و شكار ندارد و در اين گردنهها كبك و تيهو زياد است . و دو فرسخ گذشته به چشمه مىرسد مسمّى به « چشمهء دجنگ » و از آب آن چشمه جزئى غلّه زراعت مىشود و مالك آن لشكر خان تاگزّى يار احمد زهى است كه در جزو نوكر اسمش گذشت و آبش شيرين و كم است و يك خروار بيشتر زراعت نمىشود . كلنگو 343 و از آنجا يك فرسنگ گذشته به كلنگو مىرسد و در آنجا دو مزرعه است كه هر دو [ 230 ] ملكى رحيم خان شاه ولىبر است و اسم مشار اليه در جزو نوكر سرحدّى ذكر شد . و جادّه از ميان اين دو مزرعه مىگذرد و بذركار هر مزرعه معادل يك خروار است و غير از غلّه هيچ صيفى و درختى نيست و آب آنها در كمال گوارائى [ است ] . و جزئى قلعه رعيتى سنگى دارد و پاى همان قلعه دو سه كتوك نشيمن [ دارند ] و ايلات رحيم خان شاه ولىبر و حيدر بيك تمندانى كه جزو نوكر سرحدّ است در همين حولوحوش سكنى دارند . كوه عاشقان 344 و از آنجا تا نوكآباد دو فرسخ راهش مسطّح و جزئى سنگلاخ است و در يك فرسنگى همين جادّه به فاصلهء ربع فرسخ كوهى است سنگى مثل لولهء برج مستقيم القامه كه از سنگ يكپارچه بنا شده باشد و به هيچ وجه درخت و گياهى در آن نيست و يمين و يسارش دو چشمهء گواراست و آن را « كوه عاشقان » مىگويند و شكار كوهى در اطراف آن كوه بندرت يافت مىشود و از آنجا يك فرسخ گذشته نوكآباد است . نوكآباد - زياتى 345 از نوكآباد دو مزرعه قنات آب است كه يكى را زياتى و ديگرى را نوكآباد مىنامند . زياتى ملكى مير عبد الكريم خان سلطان نوكر سرحدّى ، و نوكآباد متعلق به كدخدا چاوش هاشم زهى است كه او هم در جزو نوكر سرحدّى نوكر [ است ] و مختصر جمعى دارد . آب اين دو مزرعه شيرين [ است ] و هر كدامى قريب به يك سنگ آب دارد . ليكن زمينش ريگزار و سنگستان [ است ] و استعداد محصول بكلّى ندارد و به همين جهت در هر مزرعه زياده از يك خروار و پنجاه من زراعت نمىكنند